جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

689

تحفة الملوك ( فارسى )

فرموده‌اند كه « من رقّ ثوبه رقّ دينه » « 1 » ، مگر اين‌كه وضع زبر بودن آن منجر به ريا بشود ، پس معتاد اكثر اهل زمان را بپوشد ؛ چنان‌كه عرض نموده شد به جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه على عليه السّلام لباس خشن و زبر مىپوشيد و تو لباس جيّد مىپوشى ، پس فرمودند كه او در زمانى بود كه امثال آن لباس منكر نبود و در اين زمان ، منكر و لباس شهرت شده است و مردمان ، پوشندهء آن را مرائى مىدانند و بهتر لباس هر زمانى لباس اهل آن زمان است . « 2 » و لباس را از خود بيرون نكند تا وقتى كه او را وصله بزند ، هرچند كه صاحب وسعت باشد ، از جهت تأسى نمودن به افعال و اقوال ائمه عليهم السّلام « 3 » و از جهت آن‌كه از جملهء تقدير معيشت و دوافع كبر است . و بعد از آن‌كه از آن مستغنى شد و بيرون نمود آن را ، به فقيرى بپوشاند تا آن‌كه در ضمان و حفظ و خير خداوند باشد مادام كه بر آن فقير ريسمانى از آن مانده است ، زنده باشد آن فقير يا مرده . و لباسى را كه در آن عبادت شريفه نموده باشد ، مثل لباس احرام و مانند آن ، نفروشد ، بلكه آن را براى كفن خود بگذارد . و لباس بسيار را مهيا نمودن و هريك را در وقت و محل لايق به آن پوشيدن و به كار بردن ، عيب ندارد و اسراف نيست ، بلكه اسراف آن است كه لباس هميشگى را مثلا در مشاغل و مكاسب بپوشد . « 4 » و لباس را بعد از بيرون كردن بپيچد و تا كند در هر وقت كه آن را نزع مىنمايد ، كه چنان‌كه در حديث است موجب راحت و بقاى لباس است « 5 » ، خصوصا در شب كه - چنان‌كه در حديث است ايضا - اگر تا نكرده بگذارد ، پس شياطين آن را مىپوشند . « 6 » و عمامه بر سر بستن مستحب و ممدوح است و موجب زيادتى حلم و عزّ و وقار است . و طريقهء ممدوحه آن ، آن است كه دو طرف آن را از پيش‌روى و پشت‌سر بياويزد ، و طرفى كه در پشت‌سر آويخته

--> ( 1 ) . خصال ، ج 2 ، ص 623 ، ح 400 . ( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 411 ، ح 4 و ج 6 ، ص 444 ، باب اللباس ، ح 15 . ( 3 ) . در مورد وصله كردن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله ر . ك : مناقب آل أبى طالب ، ج 1 ، ص 190 و احياء علوم ، ج 2 ، ص 360 ، اما در مورد حضرت على عليه السّلام ر . ك : مناقب آل أبى طالب ، ج 2 ، ص 111 و كشف الغمه ، ج 1 ، ص 175 ؛ در اين دو كتاب اين‌چنين است : « زئي عليه ازار مرقوع . . . » . ( 4 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 441 ، ح 4 . ( 5 ) . همان ، ص 478 ، ح 3 . ( 6 ) . همان ، ص 480 ، ح 11 .